اربابان زمین، نامی که مایا ها بر خود نهاده بودند
آمریکای جنوبی مهد تمدن های اسرارآمیز زمین است. تمامی این اسرار بوسیله اقوام تمدنهای اینکا و مایا و آزتک به وجود آمده است که در مورد عجایب هر کدام از این اقوام، مطالب گوناگونی را در وبگاه گذاشته ام تا علاقه مندان علوم اسرارآمیز، از دانستن این همه عجایب سیراب شوند. سرزمین آمریکای جنوبی از همان آغاز به عنوان یک معما در برابر مورخین و باستانشناسان قرار گرفته بود. از همان آغاز صدها سوال در برابر کاشفین این سرزمین قرار داشت که تا امروز در هاله ای از ابهام فرو رفته اند. تمدنی که به نقطه اوج هنر و علم میرسد و بناهایی را میسازد که حتی دانشمندان امروز با تمام وجود در برابرش کرنش میکند. این قوم آثار زیادی را در نقطه نقطه آمریکای جنوبی از خود به یادگار گذاشته است. مانند خرابه های جنگل های کوات مالا و یوکاتان که میتوان آنها را با ساختمانهای عظیم و با شکوه مصر مقایسه کرد. یا هرم چولولا که در 60 مایلی شمال مکزیک قرار دارد و سطح زیربنای آن بزرگتر از هرم خوفو یا همان هرم اعظم مصر که یکی از عجایب هفتگانه جهان نیز هست، است. یا زیر بنای هرمی که در تئوتی هواکان در 30 مایلی شمال شهر مکزیک قرار دارد ناحیه ای به وسعت تقریبی هشت مایل را پوشانده و همه ساختمانهای این بناها در یک خط و در جهت ستارگان قرار گرفته اند. همان طور که در قسمت شهر عظیم تئوتی هواکان در وبگاه به طور کامل در مورد این شهر اسرارآمیز توضیح دادم، مردم این شهر با اینکه در هزار سال پیش از کشف سیارت دور مانند سیارات زحل تا پلوتون، زندگی میکردند و هیچگونه تلسکوپی در اختیار نداشتند، ولی تمامی 9 سیاره موجود در سیاره منظومه شمسی را به همراه کمربند سیاره ای* کشف کرده بودند و فاصله تمامی این 10 نقطه از منظومه شمسی را محاسبه کرده و در ساختمان شهر تئوتی هواکان به کار برده بودند.
ولی حوادثی که در تاریخ اتفاق افتاده گاهی چنان دردناک است که با هیچ جمله ای نمیتوان عمق فاجعه را به تصویر کشید. شاید دردناکترین حادثه برای نسل امروز، آتش زدن و نابود کردن کتابخانه ها و مدارک مستند تمدنهای گذشته بشر است . به عنوان مثال در کتابخانه عظیم اسکندریه، زحمات چندین هزار ساله دانشمندان و محققانی قرار داشت که برای نوشتن هر کتاب عمر خود را صرف آن کرده بودند . امروزه از تمدن مایاها چند کتیبه بیشتر باقی نمانده است . این کتیبه ها توسط یک کشیش پرتغالی به شکل بسیار تصادفی پیدا شد. تا گوشه ای از علم و هنر آنها را برای نسل امروز بازگو کند . براستی بزرگترین ظلمی که به نسل امروز شده، ویران کردن گنجینه دانش نیاکان ماست. شاید با خواندن مطلب امروز عمق این جراحت بیش از گذشته نمایان شود.
مطالب باستان شناسی بسیاری در وبگاه قرار دارد، شاید نیمی از مطالب وبگاه مربوط به باستان شناسی تمدنهای اسرارآمیز گذشته باشد. ولی امروز تصمیم دارم مطلبی را در وبگاه قرار دهم که علاقه مندان باستان شناسی را شوکه کند. امروز میخواهم با شما از از تمدن بینظیر مایاها حرف بزنم. آیا باور می کنید آنها هزاران سال پیش تصویر سفینه فضایی را کشیده باشند؟ آیا شما میدانید آنها با محاسبات پیچیده و علوم غریبه، تاریخ مرگ زمین را محاسبه کرده اند؟ آری سال 2012. از نظر دانشمندان مایا سال 2012 سالی است که کره خاکی از هم میپاشد. شاید بیشترین تعجب ما بخاطر این است که قوم مایا آنرا پیشگویی کرده است . تمدنی که بقول پرفسور اریک فن دانیکن*، ربوتیک ترین تمدن جهان محسوب می شوند! از تمام دوستانی که تا امروز به هر دلیلی موفق به مطالعه تمام مطالب وبگاه نشده اند، خواهش میکنم برای درک بیشتر موضوع نگاهی به مطالب تمدن های اسرارآمیز آمریکای جنوبی بیندازند. امروز به عنوان یک ایرانی خوشحالم که این وبگاه، به عنوان یک وبگاه تخصصی باستان شناسی و ماورایی بیشترین اطلاعات را در این زمینه در اختیار علاقه مندان قرار داده است.
کتیبه های بجا مانده از قوم مایا
اربابان کره زمین
خداوند مقداری ذرت برداشته و آسیاب نمود، سپس با آب چیچن ایتسا ممزوج نمود و خمیری درست کرد و بعد آنرا بصورت انسان درآورده و در تنور پخت. سپس نفس خود را در آن دمید و فرمود: زنده شو. بدین طریق بود که مایاها اربابان زمین زاده شدند.
این بود افسانه نحوه خلقت مایاها. اما این قوم متمدن، با فرهنگ اسرارآمیزشان که خود معمایی است، واقعا از کجا پیدایشان شد؟ یکی از دانشمندان به نام لوئیس چاوز اوروزکو میگوید که آنها از حوزه رودخانه میسی سیپی به آنجا سرازیر شده اند. اما دانشمند دیگری به نام سیلو انوس جی مورلی عقیده دارد که آنها از همان نژاد اسکیمو یا از قبایل سرخپوست ساکن در شمال آمریکا بوده اند که من شخصا با کتاب هایی که در مورد مایاها خوانده ام، نظر لوئیس چاوز اوروزکو را بیشتر قبول دارم.
در افسانه ها چنین آمده است که در بین بنیان گذاران امپراطوری مایا، سردارانی به نام بالام کوئیچ ( ببر خوش خنده ) که رئیس قبیله کاوک بود و بالام ایاب ( ببر شب ) که رئیس قبیله نیتروی بود، ماوکوتاح ( نام مصور ) که رئیس قبیله اهائوکوئیس بود و بالام ایکوبی ( ببر کره ماه ) که رئیس قبیله تاموت و ایلوراث بود، قرار داشتند. تمام اینها میرساند که مردم مایا قرابت نزدیکی با مردم تمدن اینکا داشتند که در مورد آنها نیز میتوانید به قسمت هایی نظیر قلعه ساکسی هوامان در وبگاه مراجعه کنید.
مایاها که عنوان اربابان زمین را بر خود نهاده و بدان افتخار میکردند، یکی از عجیبترین و اسرارآمیزترین تمدنهای بشری را در آمریکای مرکزی و در قسمت مکزیک بنا کرده بودند.
احتمالا امپراطوری مایاها ابتدا در محل استان پیتن در کشور گواتمالا و در قرن دهم پیش از میلاد شکل گرفته است. از سال 400 میلادی به بعد، آن اربابان کره زمین، شروع به گسترش به سوی شمال غربی و جنوب غربی به سمت مکزیک، هندوراس و سایر قسمتهای آمریکای مرکزی نمودند. سپس در سال 909 میلادی به دلایل نامعلومی خانه و کاشانه خود را در شهرهای باشکوهی که با آن زحمت در طول قرنها بنا کرده بودند، رها نمودند و اجازه دادند جنگل با رشد سریع و بی رویه خود آنها را در کام خود فرو ببرد. آنها به یوکاتان نقل مکان کردند. این موضوع از آنجا بیشتر عجیب جلوه می نماید که کشوری را که ترک نمودند، بهشت آسا و حاصلخیز بود. در صورتی که وطن جدید آنها قلمرو حیوانات وحشی و حشرات سمی بوده و لم یزرع و غیر قابل سکونت بود.
به هر صورت مایاها مجددا شروع به ساختن شهرهای جدید در یوکاتان نمودند. آنها دوباره اهرام ها و معابد خود را مثل گذشته بنا کردند. مایاها در دوران شکوفایی خود به چیزهای بزرگی دست یافتند. یکی از قدیمیترین شهرهای آنها در اواکساکتون در کشور گواتمالا، یک مرکز مهم ستاره شناسی بوده و دارای یک بنای منحصر به فرد در دنیا بود. یعنی یک هرم در داخل یک هرم بزرگتر دیگر و در نزدیکی آن مرکز، شهر تیکال قرار داشت که پایتخت مذهبی و علمی محسوب میشد و دارای معابد سلطنتی باشکوه و باغهای معلق و یک استادیوم ورزشی بزرگ بود که بازی های ورزشی ملی خود را که شبیه به بازی بسکتبال امروزی ماست در آنجا برگزار میکردند. این ورزش در واقع در عصر ما قبل کریستف کلمب در سراسر آمریکای جنوبی محبوبیت داشت ولی در میان مایاها بازی طوری بود که برای تماشاچیان خطر بهمراه داشت. یعنی بازیکنان میبایست یک توپ لاستیک سفت را از میان یک حلقه سنگی که بطور عمودی در فاصله نسبتا دوری نصب شده بود شوت نموده و از آن رد نمایند تا یک امتیاز بیاورند. لذا وقتی که بازیکنی موفق میشد توپ را از حلقه رد نماید، موظف بود آنقدر تماشاچیان را دنبال نماید و هر کدام را که به چنگ آورد لخت نموده و هست و نیست او را تصاحب نماید و این عمل تعقیب و گریز آنقدر ادامه داشت تا سوت خاتمه کشیده شود.
این حلقه شاهد بازیهای بسیاری از مایاها بوده است.
از مراکز مهم دیگر یوکاتان، یکی اوکسمال و دیگری چیچن ایتسا بود که حدود سال 534 میلادی بنیانگزاری شدند و هنوز هم میتوان شکوه و عظمت شاهانه آنها را از روی خرابه های باقی مانده مشاهده نمود. موضوع عجیبی که در مورد آنها وجود دارد، شباهت بناهای یادبود آنها از نظر طرح و سبک به بناهایی از این دسته در کشور کامبوج و سایر قسمت های جنوب شرقی آسیاست. بعضی از محققین عقیده دارند که در کنار خیابانهای شهرهای مایاها حوضچه های آب سرد و گرم وجود داشته و آب آنها از چشمه های آب گرم تامین نمی شده است بلکه با استفاده از وسایلی آب را گرم میکرده اند. این اقدام آنها در خور تعمق و ستایش است و تاسیسات مشابه آن در زیر خرابه های قصر مینوس در جزیره کرت* و بعضی از شهرهای آسیایی مشاهده شده است. واقعا اصول شهر سازی مایاها بینظیر است. سیستم فاضلاب و همچنین آبرسانی آنها بسیار منطقی و باور نکردنی است اما این اقوام با این تمدن عظیم از چرخ استفاده نمیکردند. آنها جاده های زیبا و حصار کشی شده را میساختند اما هیچ نشانی از چرخ و وسیله های چرخدار در این قوم بچشم نمیخورد.
در میان بناهای باشکوه مایاها در په لنگ و شهر چیچن ایتسا نقوش حجاری شده بسیاری بر تخته سنگها و دیوارها بچشم میخورد، اما سرآمد تمام آنها تابوت حجاری شده ای است که بسیاری از باستان شناسان و دانشمندان علوم فضایی را به تعجب و تحسین وادار کرده است. این تابوت در سال 1952 توسط تیم کاوشگران پرفسور البرتو روزلهالیر بعد از گذشت 2 سال تلاش بی وقفه بدست آمد. در کنار این تابوت انواع لوح های سنگی که وزن بعضی از آنها بیش از 5 تن میباشد. بهمراه یک ماسک سنگی که با ظرافت بینظری ساخته شده است، بدست آمد. بر روی این تابوت تصاویر پیچیده ای نقش بسته بود که سالها تصور می شد این اشکال معنا و مفهوم خاصی ندارند.
پرفسور ریماند کارتایر باستان شناس نامی جهان که سالهای بسیاری صرف تحقیق و بررسی تمدنهای آمریکای لاتین و بخصوص تمدن شگفت انگیز مایاها کرده است، بعد از یک کار طاقت فرسا توانست رمز کتیبه ها و همچنین تابوت حجاری شده را پیدا کرده و آنرا ترجمه نماید. کار پرفسور ریماند کارتایر چون طوفان سهمگینی بود که بر اندیشه دانشمندان امروزی ما تازیانه می زد. خبر بسیار حیرت انگیز و شگفت آور بود. مایاها هزاران سال پیش از نیروی الکترومغناطیس زمین با خبر بودند !
ماسک سنگی کشف شده توسط پروفسور البرتو روزلهالیر
مایاها درک عمیقی از سیستم خورشیدی و پرتوهای حرارتی آن داشته اند. سوالی که دانشمندان از خود میپرسیدند این بود: چگونه؟!! مایا ها از کجا به این دانش عظیم دست پیدا کرده بودند؟ این سوالی است که دانش امروز جوابی برای آن ندارد. متاسفانه بخش عظیمی از کتیبه ها و معبد ها و دیگر صنایع دستی مایاها، زمان حمله اسپانیا و پرتغال، قدرت های زمان کشف آمریکا به دست کریستف کلمب، نابود شده است. اما همان اندک مدارک، دال بر دانشی می کنند که دانش امروز قادر به درک آن نیست. به عنوان مثال باستان شناس آمریکایی هایات وریل بیش از 30 سال از عمر خود را صرف تحقیق پیرامون تمدنهای از بین رفته در آمریکای جنوبی و مرکزی نمود. او در کتاب بینظیر خود تحت عنوان پلی از نور از یک شهر ماقبل تمدن اینکاها، نام میبرد که در حفاظ یک دژ مستحکم و غیر قابل نفوذ سنگی قرار داشت و تنها راه رسیدن به داخل آن پلی از نور یا یک ماده یونیزه بود که بنا به دلخواه ساکنین آنجا ظاهر و یا ناپدید میشده است! هایات وریل که در سن هشتاد سالگی چشم از جهان فرو بست تا آخرین لحظه عمرش آن را تایید مینمود و همسر وی نیز که بعد از او هنوز در قید حیات بود از نقطه نظرات شوهرش حمایت میکرد . اما هایات وریل با کدامین مدرک اینچنین محکم از یک پل نوری حرف میزند؟شهری که وریل از آن حرف میزند اکنون در کشور مکزیک است. یک قلعه مستحکم که دیواری به بلندی 14 متر و پهنای بیش از 5 متر دارد. این قلعه به صورت مربع است و هیچ دربی ندارد . وزن سنگهای بکار رفته در این بنای اسرارآمیز هر کدام بیش از 25 تن میباشد که بصورتی باور نکردنی صیقل داده شده اند. در اطراف این قعله اسرارآمیز هیچ مدخل یا ورودی کشف نشده است. آیا مردمان این تمدن بخود آنهمه زحمت طاقت فرسا برای ساختن و زیبا کردن این قلعه میدادند که یک بنای بی درب بسازند؟!! یا آنها میدانستند چگونه از این دیوارهای غول پیکر عبور کنند؟! مردمان تمدن اسرارآمیز مایا خبرگان علوم ریاضیات، نجوم و ستاره شناسی بودند مایاها از چرخ استفاده نمیکردند اما جاده های پهن و یکدست آنها باستان شناسان را به این فکر انداخت که آنها چه نیازی به این جاده های پهن داشتند؟ مطالب بیشماری از اینکاها و مایاها در وبگاه قرار داده ام که صحت نبوغ آنان را بر همه آشکار میکند.
قلعه سنگی بدون درب در مکزیک. مکزیک جایگاه تمدن مایا بود تا اینکه اروپاییان با ورودشان تمام مردمان سرخپوست تمدن های اینکا و مایا و آزتک را که در جاهای مختلف آمریکا میزیستند، به ویروس آبله دچار کردند و آنها را مانند حیوان زیر پایشان له کردند. نابودی بزرگ. اروپاییان میلیون ها سرخپوست را کشتند و تمام معابد و کتاب ها و هر چیزی را که یافت شود آتش زدند. اسرار و علم اسرارآمیز تمدن های آمریکای باستان برای همیشه به تاریخ پیوست.
خلاصه محاسبات بسیار دقیق ریاضی، ستاره شناسی از مایاها تمدنی ساخته که بقول پرفسور اریک فن دانکین مایاها ربوتیک ترین تمدن جهان هستند! تمام زندگی و دانش آنها از روی تقویم و برنامه شکل میگرفته است. تمام بناهای باشکوه شان از روی برنامه و تقویم مایایی ساخته شده است! یک افسانه مایایی بنام پوپول وه اینچنین میگوید : خدایان قادر به شناختن و دانستن همه چیز بودند. کیهان و چهار جهت اصلی. قطب های زمین و همچنین گرد بودن شکل زمین را میدانسته اند! چگونه اجداد مایاها از گرد بودن زمین باخبر بودند؟
آنان نه تنها صاحب یک تقویم افسانه ای بودند بلکه محاسباتی باور نکردنی هم انجام داده اند که تا امروز چون یک معمای حل نشده است . آنان می دانستند که سال زهره 584 روز است و مدت سال زمینی را هم در حدود 2410 و 365 روز محاسبه کرده اند ( محاسبه دقیق امروزی عدد 2422 و 365 است ) محاسبات مایایی در مورد 64 میلیون سال پیش برمیگردد . نوشته های دیگر در جزییاتی بحث میکنند که قریب به 400 میلیون سال قدمت دارد . این فرمولهای مشهور زهره ای را تنها میتوان با یک کامپیوتر امروزی محاسبه کرد . به هر تقدیر بسیار مشکل است که منشا این حقایق را از مردمانی جنگل نشین که بسیاری آنها را وحشی میدانند بدانیم . فرمول مشهور نجومی مایاها از قرار زیر است:
سال زمینی 365 و سال زهره ای 584 روز است . این اعداد ظاهرا حاصل یک تقسیم ساده عجیب را پنهان نگاه میدارند . اما 365 مساوی حاصل ضرب 73 در 5 و 584 مساوی حاصل ضرب 73 در 8 است .
960 37 = 73 × 2 × 260 = 73 × 2 × 13 × 20 ( ماه )
960 37 = 73 × 5 × 104 = 73 × 5 × 13 ×8 ( خورشید )
960 37 = 73 × 8 × 65 = 73 × 8× 13× 5 ( زهره )
به عبارت دیگر تمام این ادوار بعد از 37960 روز با هم تقارون پیدا می کنند . اساطیر مایایی مدعی است که بعد از این، خدایان به محل استراحتگاه بزرگ خود باز خواهند گشت . براستی این محاسبات پیچیده شگفت انگیز نیست ؟ در مدت 8 سال زمینی، زهره 13 بار به دور خورشید میگردد و این محاسبات را مایاها به شکل بینظیری انجام داده اند . استفاده از تقویم زهره ای یک حقیقت قابل ملاحظه است زیرا درست است که درخشش چشمگیر آن احتمالا توجه مایاها را به خود جلب کرده است، اما محاسبه مدت زمان گردش انتقالی آن نسبت به کره زمین دانش نجومی حال را می طلبیده است . شاید باور کردنی نباشد اما آنها کسوف و خسوف را تا چندین هزار سال بطور دقیقی محاسبه کرده اند . تا چند سال پیش نوعی تقویم در کشورمان دیده می شد و احتمالا الان هم وجود دارد . این تقویم کوچک که شکل گردی داشت از چهار لایه فلزی تشکیل شده بود و هر کس که میخواست مثلا بداند 5 سال دیگر 23 بهمن در چه روزیست، آنرا به روی اعداد تنظیم میکرد و مثلا متوجه می شد که آنروز یکشنبه است. تعجب نکنید این راز را هزاران سال پیش مایاها میدانستند و از آن برای پیشگوبی خسوف و کسوف استفاده میکردند .
تزولکین ریاضیات و محاسبات پیچیده مایا است. این ریاضیات جدولی، از یک قرینه سازی اعدادی شکل میگرفته است .
دسک محاسبات مایایی
کمربند سیاره ای: کمربندی از سیارک ها که در فاصله بین مریخ و مشتری به دور خورشید میگردند و دانشمندان آنها را بقایای یک سیاره خرد شده بزرگ یا سیاره ای تشکیل نشده در هنگام به وجود آمدن منظومه شمسی میدانند.
اریک فن دانیکن: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این شخصیت و کتابهایش به قسمت معرفی کتاب های اریک فن دانیکن مراجعه کنید.
جزیره کرت: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این شهر شگفت انگیز و هیولایش، به قسمت هیولای جزیره کرت مراجعه کنید.
ستاره شناسان بینظیر
مایاها تقویم بسیار دقیقی داشتند که تا 400 میلیون سال را بصورت دقیق محاسبه کرده بودند که حتی امروزه هم برای دانشمندان بصورت یک راز باقی مانده. آنها منجمان و ستاره شناسان بی همتایی نیز بودند که در کار خود بسیار خبره نشان میدادند. آنها پس از مهاجرت دوباره شروع به ساختن ساختمانها، اهرام ها و معابد خود، مطابق تاریخی که قبلا در تقویم ثبت شده بود کردند. برای اینکه شما عزیزان به دقت و بینظیر بودن تقویم مایاها پی ببرید، دوره های زمانی مورد استفاده آنانرا با هم مرور میکنیم. رصدخانه کاراکول در چیچن ایتسا اولین و قدیمیترین ساختمان مدور ( استوانه ای ) در مایا محسوب میشود و حتی در حال حاضر هم که مرمت شده دقیقا شبیه رصدخانه های امروزی میباشد. ساختمان مزبور، مدور و ارتفاع آن از جنگلهای اطراف بسیار بالاتر است و به روی سه قطعه زمین مرتفع بنا شده است و در داخل ساختمان، پله هایی مارپیچ، قسمتهای پایینی را به قسمت بالایی پست دیدبانی متصل میکند و در قسمت گنبدی این ساختمان دیدبانی دریچه ای است که میتوان از طریق آنها ستاره ها و صفحه آسمان را بخوبی دید و رصد کرد. دیوار خارجی آن از نقش های خدای باران و انسانهای بالدار پوشیده شده است. همانگونه که قبلا گفتم اسرار بیشماری در این تمدن ناشناخته وجود دارد. این قوم اطلاعات زیادی از سیارات و بخصوص از اورانوس و نپتون داشتند. باور کردنی نیست ولی آنها در ریاضیات خود از عدد صفر استفاده میکردند و برای همین محاسبات آنها اینگونه دقیق میباشد. آنان معلوماتی که منجر به محاسبات سالهای شمسی و ونوسی میشود را تا چهار رقم اعشاری بدست آورده بودند.
همان طور که عرض کردم، تقویم مایاها و فرمول نویسی شان صحیح ترین و دقیق ترین تقویم های جهان بشمار میروند .تقویم مایاها که از آن برای رسیدن به مقاصدی مانند دانستن زمان آبیاری گیاهان و زمان پرستش خدایانشان استفاده میکردند، یک وسیله سنگی میباشد که از دو دایره تشکیل شده است. یکی از این سنگهای دایرهای بزرگ و دیگری کوچک است که در سنگ بزرگتر جای میگیرد. دایره بزرگتر 365 دندانه و دایره کوچکتر 12 دندانه دارد که نمایـنده سالها و روزها میباشند. هر وقت که دو دندانه نشاندار به هم میرسند یک کسوف اتفاق می افتد که براستی دقت اعجاب انگیز محاسبات مایاها را نشان میدهد. هنگامیکه پرفسور جان لیگور از دانشگاه اوهایو راز این تقویم عجیب را در نزد محققان و دانشجویان بازگو کرد، جمعیت 400 نفری برای چند دقیقه به تصاویر روی پرده خیره شده بودند و سکوتی سنگین سالن را فرا گرفته بود.
امروزه ثابت گردیده که تمامی بناها در چیچن ایستا و تیکال و کوپان و په لنگ مطابق تقویم افسانه ای مایاها ساخته شده است و این کار فقط به خاطر احتیاج نبوده. بلکه نظر مهم تری برای ساختن این بناها در بین بوده است. اینکه تقویمشان به آنها دستور میداده که هر پنجاه دو سال یکمرتبه به تعداد معینی از این بناها میباید تکمیل گردد. سنگهای بکار برده شده با این تقویم ها ارتباط داشته و زمان پایان هر ساختمان معرف یک دوره نجومی بوده است. در اثر پدیده ای خارق العاده و باور نکردنی که در سال 600 ( البته بر مبنای تقویم خودشان ) اتفاق افتاده، مردم مایا ناگهان مجبور به ترک شهرهای خود شدند. شهرهایی با آن معابد زیبا و هرم هایی که حتی امروزه هم یک شاهکار هنری منصوب میشوند. مجسمه های ظریف، استادیومهای عظیم، میدانهای جالب، همه و همه را پس از صرف اینهمه تلاش و هنر و کار و کوشش پشت سر گذاردند. پس از تخلیه شهرهای مزبور جنگل شروع به پیشروی در جهت شهر کرد و گسترش جنگل باعث نابودی ساختمانهای بزرگ گردید و بالاخره تمام آن زیبایی ها تبدیل به تابلویی از خرابه ها گردید. پس از این واقعه دیگر هیچکس در این شهرها سکنی نکرد . تا امروز فرضیه های بسیاری توسط باستان شناسان و محققان درباره این کوچ عجیب بیان شده است اما تمام آنها تنها یک فرضیه هستند. اجازه بدهید چند فرضیه مهم را که توسط محققان بیان شده برای شما بیان کنم. عده ای بر این عقیده هستند که قوم مایا توسط یک حمله تجاوز کارانه از سرزمین خود بیرون رانده شدند. ولی بلافاصله این سوال پیش می آید که کدام قدرت قادر بود تا مایاها را که در اوج تمدن و فرهنگ و قدرت خود قرار داشتند، شکست بدهد؟ و سوال دیگر اینکه هیچ اثر و نشانه ای که بتواند از یک برخورد نظامی خبر بدهد در این سرزمین پیدا نشده است. نظریه دیگر این است که مسایل جوی باعث مهاجرت ملی ساکنان این سرزمین شده است ولی دلیلی برای طرفداری از این نظریه وجود ندارد. زیرا که فاصله پیموده شده در این مهاجرت دسته جمعی فقط حدود 225 مایل است که حتی یک کلاغ هم میتواند به آسانی آنرا طی کند. نظریه دیگر این است که هجوم بیماری باعث این مهاجرت شده اما بازهم همان سوال فاصله کم مطرح میشود و در آخر چرا بعد از پایان بیماری به شهر خود باز نگشته اند؟ همانگونه که قبلا گفتم مایاها اسرارآمیز ترین تمدن پیشین بشر بشمار میروند. راز این مهاجرت مایاها نیز، مانند دیگر مهاجرت هایی که اقوام تمدن های باستانی مانند هخامنشیان* انجام دادند تا ابد سربه مهر باقی میماند. آیا براستی آنها اربابان زمین بودند؟ این لقبی بود که مایاها بر خود نهاده بودند و به آن افتخار میکردند.
مهاجرت هخامنشیان: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این مهاجرت عجیب به قسمت ناپدید شدن پایتخت هخامنشیان مراجعه کنید.
معما در دل سنگ
هنر
امروز و بخصوص هنر نقاشی از سبک ها و شیوه های متفاوتی برای رساندن پیام استفاده
میکند. هر کدام از سبک ها طرفداران خاص خود را داشته و از آن روی نقاشان می کوشند
تا با رنگ آمیزی های مخصوص با مخاطبان ارتباط برقرار کنند. اما حجاران مایا برای رساندن پیام بجای رنگ از اعداد و ریاضیات مخصوص خود
استفاده میکردند. و شگفتا چنان هارمونی منظمی با بناهای خود ایجاد کرده اند
که محققان بسیاری را دچار بهت و حیرت کرده اند . آنها هرم ها و بناها را با ردیف
منظمی در کنار نقش های حجاری شده قرار میدادند تا حامل پیامی باشد برای خدایان و
نسل امروز. همانطور که گفته شد این هارمونی خاص توسط
پرفسور ریماند کارتایر بعد از سالها مطالعه بر روی بناهای مایاها کشف و آشکار گردید. ریماند کارتایر بارها وارد مقبره په لنگ شد. بارها اعداد تابوت حجاری شده را محاسبه کرد
اما تمام این زیبایی ها بی معنا بود. آیا این قوم روبوتیک این همه زحمات را بدون
هدف خاصی کشیده بودند؟ از نظر ریماند کارتایر
این امکان پذیر نبود. ناگهان جرقه ای در افکارش زده شد. آیا اعداد حجاری شده
بر روی دیوار با اعداد روی تابوت در ارتباط بودند؟ شگفتا. این هارمونی مایایی رازهایی
را در دل داشت که انسان امروز تصورش را هم نمیکرد قرینه سازیهای بی همتا، ارتباط های باور نکردنی
و صدها معمای حل نشده دیگر در میان تصاویر حجاری شده .
اگر مایا ها این اشکال را به صورت تصادفی نقاشی میکردند، پس ضروری بودن وجود یک سیستم تخلیه یا اگزوز را برای هر گونه موشک از کجا دانستند که آن را در نقاشیهاشان، به سفینه های فضایی اضافه میکردند ؟ گاهی وقت ها انسان از دانستن این همه عجایب دیوانه میشود.
تصویر بالا قسمتی از نقاشی رسم شده بر تابوتی در مقبره په لنگ است .
تصویر پایین، نگاه دانشمندان عصر حاضر از تصویر بالا است.
پرفسور ریماند کارتایر درباره مایاها اعتقاد دارد که آنها در خیلی از زمینه های علمی از همتایان یونانی و رومی خود جلوتر بودند. آنها در ستاره شناسی و ریاضیات خیلی ماهر بوده و در نتیجه علم گاه شماری را به مرحله تکامل رساندند. آنها رصدخانه های گنبدی شکلی را میساختند که از نظر جهت یابی از رصدخانه های قرن هفدهم پاریس دقیقتر بود. از آن جمله میتوان به رصدخانه کاراکول اشاره نمود که در شهر چیچن ایتسا در سه طبقه ساخته شده بود. همچنین تقویم های بسیار دقیقی را بر مبنای سال 260 روزه، ویژه امور مذهبی و 365 روزه برای خورشیدی ( مانند ما ) و 584 روزه سیاره زهره تدوین کرده بودند. امروزه طول دقیق یک سال خورشیدی بعد از محاسبات طولانی در 2422/365 روز تثبیت شده است. در صورتی که مایاها همین تقویم را 2420/365 برآورد کرده بودند که تا سه رقم اعشاری مشابه تقویم امروزی صحیح میباشد ! همین پرفسور درباره تقویم مصریان میگوید: احتمال دارد مصریان نیز به چنین رقم دقیقی دست یافته باشند و آنرا از روی اندازه های اهرام استنباط میکنیم.
هنر بسیار پیشرفته مایاها همسویی های فراوانی با هنر مصریان دارد. مثلا نقاشیهای آبرنگ دیواری و یا تصاویر روی کوزه های آنها نیم رخ کاملا واضحی از انسانهای سامی را نشان میدهند که یا در حال شخم زدن هستند یا ماهیگیری میکنند یا دارند ساختمان بنا می کنند و یا به فعالیت های مذهبی مشغول میباشند. نمونه های مشابه آن را جز در مصر در جای دیگر نمیتوان سراغ گرفت. از سوی دیگر سبک کوزه گری آنها شبیه به کوزه گری اتروریا* و سنگ تراشی آنها مشابه هندی ها و اهرام پلکانی با شیب تندشان نیز شبیه به اهرام انگکوروات* است.
نمایی از شهر و رصدخانه مایاها در چیچن ایتسا
اتروریا: قومی به پا خاسته از شرق که در میانه قرن هشتم پیش از میلاد، در شمال شرقی و غرب ایتالیا زندگی میکردند و کم کم سنت نبرد های گلادیاتوری در میانشان پدیدار گشت که به روم هم کشیده شد و تا 600 سال این سنت به طور گسترده و وحشیانه ای ادامه داشت.
انگکوروات: انگکوروات در زبان سانسکریت ( هندی ) به مهنای شهر معابد است. این تمدن در کشور کامبوج امروزی یعنی در همسایگی تایلند و ویتنام و در جنوب شرق آسیا قرار داشت. تمامی کارهای تجاری حکومت خمرها، ( نام حکومت آنزمان ) را زنان انجام میدادند. تمدن آنها تحت فرهنگ و هنر هند بود. حتی الفبایشان.
فرعونی در مکزیک
قبل از اینکه پرفسور تامپسن یافته های خود را تشریع نماید، چنین تلقی می شد که اهرام آمریکایی و مصری از نظر کاربردی با هم متفاوتند. یعنی اهرام آمریکایی صرفا به عنوان معبد ساخته شده اند و اهرام مصری به عنوان مقبره فراعنه بنا نهاده شدند. اما وقتی او شروع به خاک برداری از یک گودی واقع در داخل آن هرم نمود به اسکلت هفت انسان دست یافت که در داخل حفره اطاقک مانندی دفن شده بودند. شواهد دیگری در سال 1952 در یک محل که پر از آثار مایاها بچشم میخورد بدست آمد. از جمله یک هرم پلکانی عظیم در هشت کیلومتری شهر په لنگ در مکزیک کشف شد. در آن زمان تیمی از کاوشگران تحت نظر پرفسور البرتو روزلهالیر به مدت دو سال مشغول تجسس در آن ناحیه بودند تا اینکه موفق به کشف یک راهرو در داخل آن هرم شدند که مدخل آن عمدا با پاره آجر و سنگ مسدود شده بود. وی با جدیت بیشتری و با کار گروهی سخت آنقدر به حفاری ادامه داد تا به کف هرم رسید و بعد از اینکه یک سنگ بزرگ را که مانع حرکت آنها بود کنار زدند با یک اطاق 5/2 در 4 متری در زیر آن مواجه شدند که در کف آن لوح سنگی حکاکی شده ای وجود داشت و با اینکه بعضی از کنده کاری های روی آن محو شده بود، ولی تصاویر خورشید، ماه و سیاره زهره به خوبی نمایان بود. وزن آن لوح سنگی و تنگ بودن فضای داخل آن اطاق چنان بود که بلند نمودن آن بدون استفاده از وسایل مکانیکی امکان پذیر نبود و این معما وجود داشت که مایاهای عهد باستان چگونه توانسته بودند آن سنگ عظیم و سنگین را در آنجا کار بگذارند؟ به هر حال پرفسور البرتو روزلهالیر با همان مشگلی روبرو شد که 25 سال قبل از وی پرفسور هاوارد کارتر در مقبره توت عنخ آمون* خامون روبرو شده بود. در اینجا نیز وی مجبور شد مانند همکارش از وسایل مکانیکی بهره گیرد و با یافتن یک تابوت از سنگ قرمز رنگ که اسکلت یک مرد به طول قامت 170 سانتیمتر را در بر داشت، پاداش زحمات خود را کسب نماید . علاوه بر تابوت، گنجینه نفیس دیگری از سنگ یشم نیز در داخل مقبره وجود داشت که شامل یک ماسک از همان سنگ به قیافه شخص متوفی که روی صورت وی نهاده بودند، میشد.
مسلم بود که او یکی از امپراطوران مایا بود، ولی نحوه دفن وی در دل یک هرم این امر را ثابت میکرد که ارتباط نزدیکی بین تمدنهای حوزه مدیترانه و آمریکای جنوبی وجود داشته است . دوباره بحث قاره گمشده یا همان آتلانتیس* به میان آمد. آیا براستی این تمدنها از طریق این قاره با هم در ارتباط بودند؟ یا باید به بحث همسان بودن استادان معماریشان ایمان آورد؟ همان خدایانی ( البته در نظر خودشان ) که از آسمان آمدند و به این قوم آموزش چگونه زیستن را دادند ایمان آورد؟ مگر نقشه پیری رایس* و خطوط دشت نازکا* نشان نداد که موجودات فرازمینی هم در قاهره مصر و هم در آمریکای جنوبی حضور داشته اند؟ پس حتما چیزهای مشترکی هم به آنها یاد داده اند.
یکی از بناهای مایاها در چیچن ایتسا در مکزیک
توت عنخ آمون: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد کشف مقبره توت عنخ آمون به قسمت کشف مقبره توت عنخ آمون مراجعه کنید.
آتلانتیس: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این قاره گمشده به قسمت آتلانتیس، قاره ای گمشده مراجعه کنید.
نقشه پیری رایس: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این نقشه اسرارآمیز به قسمت نقشه اسرارآمیز پیر ریس مراجعه کنید.
نازکا: برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این دشت شگفت انگیز به قسمت معمای صحرای نازکا مراجعه کنید.
ریاضیات در سنگ نوشته های مایاها
در تمام تمدنهای دنیا کتابت به صورت ناقص آغاز شد و در طول سیر خود به صورت یکنواخت و تدریجی تکامل پیدا کرد. اما این امر در مورد مایاها صدق نمی کند. زیرا هنر کتابت آنها از همان آغاز تمدنشان به حد کمال رسیده بود ! در ریاضیات نیز مایاها از وجود صفر باخبر بوده اند. آنها صفر را به صورت یک صدف ریز بکار میبردند. همچنین به سیستم اعشاری، لگاریتم و دیگر محاسبات ریاضی آشنا بوده اند. پرفسور آنر در این باره چنین نوشته است: زمانی که تصویری در یک کتیبه مثلا 10 مرتبه یا بیشتر تکرار میشود و یا تعداد پله های یک هرم تا انتها بصورت دقیق و حساب شده محاسبه میگردد، نشان میدهد که این یک محاسبه دقیق ریاضی میباشد. تمام هنر مایاها در ریاضیات متمرکز شده بود که در نهایت به روی کتیبه های سنگی منتقل شده است. علم نجوم نیز در مایاها نسبت به بقیه اقوام آن سرزمین به مراتب پیشرفته تر بوده است. آگاهی آنها به سیستم منظومه خورشیدی و صورت های فلکی تعجب برانگیز است. یک طاق با عظمت به یادبود کنگره ستاره شناسی که در دوم ماه سپتامبر 503 میلادی در کوپان برپاگردید، بنا شده است. واقعا جای تعجب دارد که این قوم اسرارانگیز این همه علم و معرفت را از کجا آموخته اند؟ کتیبه ای که نشان از گرامی داشتن این کنگره ستاره شناسی که در آن بزرگترین عالمان و ستاره شناسان مایا در آن شرکت کردند با تاریخ مختص مایا بر طاق یکی از بناها نقش بسته است ! ساختمان رصدخانه آنها بطور شگفت انگیزی مشابه رصدخانه های امروزی ما میباشد. منتهی بدون وجود دستگاه و آلات مدرن ستاره شناسی امروز. و جای تعجب اینجاست که آنها بدون داشتن این قبیل تجهیزات چگونه توانسته اند اطلاعات دقیقی در مورد اجرام سماوی کسب نمایند! آیا براستی آنها اربابان کره زمین بوده اند؟ اجازه دهید یک نگاه کلی به شهرهای مایا بیندازیم. شهرهای آنها با جلال و جبروت و تمیز و مرتب بوده است. میادین و چهارراه های آنها وسیع و سطح خیابانها یا سنگفرش بوده و یا با ماده سفید سیمان مانندی پوشیده شده بود. معابد آنها مزین به تصاویر عظیم موجودات عجیب و باغچه ها و آب نماهای زیبا در همه جا بچشم میخورد. یک سیستم فاضلاب بهداشتی تمامی شهر را در بر گرفته. جاده های آنها بخوبی جاده های اینکاها* نبوده ولی این چیزی از ارزش جاده های آنها کم نمی کند. مثلا جاده ای به طول 100 کیلومتر از کوبا به یاکزونا که با سیمان پوشیده شده و طرفین آن نرده کشی شده بود و تماما از یک منطقه صعب العبور باتلاقی گذشته است. سوال این است که مایاها که از چرخ استفاده نمیکردند و هیچ گاری و یا وسیله چرخداری در شهر آنها نبوده است، این جاده ها را برای چه احداث کردند؟ مایاها انواع مختلف گیاهان را پرورش داده و رنگ های متنوع گیاهی تولید می کرده اند. مثل آبی، بنفش، نیلی و رنگهای دیگر. آنها همچنین از لاستیک برای ساختن پای افزار، توپ بازی و ضد آب نمودن لباسهایشان استفاده میکردند ( البته منظور از لاستیک درختی میباشد که از آن صمغی بدست می آید که خاصیت لاستیک دارد و به همین نام آنرا میشناسند ) آنها حتی از برگهای فندق وحشی و با استفاده از چسب و صمغ، کاغذ و کتاب درست میکردند. با وجود اینها تفاوت تکنیک آنها غیر عادی نبود. این خلاصه ای بود از تمدنی که مایا نام دارد و همچنان اسرارآمیز باقی مانده. هنوز کسی نمیداند که آنها این همه علم را از کجا بدست آوردند و چرا مهاجرت ملی کردند.
سیستم خورشید
همانطور که عرض کردم پرفسور ریماند کارتایر بعد از سالها تلاش توانسته رمز کتیبه ها را پیدا کرده و آنرا ترجمه کند. در این کتیبه های اسرارآمیز مایاها توانسته اند با نوعی محاسبه پیچیده که از گردش زمین به دور خورشید و همچنین پرتوهای خورشیدی و اثرگذاری آن بر منظومه شمسی و تحریک جاذبه مغناطیسی زمین سرچشمه گرفته، از سیستمی حرف بزنند که برای دانشمندان علوم مختلفه عصر حاضر نا مفهوم است. به عبارتی دانشمندان علوم فضایی و اخترشناسی عصر حاضر هنوز نمی دانند این محاسبات چه نقشی در رابطه با کره زمین یا دیگر سیارات داشته یا دارند . اما شوک عظیم این کتیبه های حجاری شده هنگامی است که بدانیم مایاها از سیستم خورشید و پرتوهای حرارتی آن بطور کامل خبر داشته اند! آنها بطور شگفت آوری از لکه های خورشیدی و چگونگی تشکیل آن در کتیبه هایشان بطور کامل سخن گفته اند! آنها از بادهای خورشیدی و همچنین اثرات آن بر منظومه شمسی و کره زمین به طرزی باور نکردنی مطلع بودند. آنها با این محاسبات پیچیده توانسته اند مرگ زمین را بشکلی باور نکردنی محاسبه و پیشگویی نمایند. البته این عقیده مایاها میباشد نه عقیده دانشمندان عصر حاضر.
تصویر کامل سفینه مایاها بر تابوتی در مقبره په لنگ
البته چگونگی بدست آوردن این دانش توسط مایاها همچنان به صورت یک راز باقی مانده است. احتمالا کل افراد چند کشور برای ثبت این اطلاعات و مشاهدات باید لازم باشند. پیامهای اصلی این اطلاعات بر روی کتیبه ها حک و نگه داری شده است.
ظاهرا تمدنهای دیگری در طول تاریخ نیز به این دانش گران بها دست یافته بودند که ما امروزه از آن بی خبر مانده ایم. علمی بی اندازه زیاد که مردمان آن دوران را قادر به ساختن ساختمانهای بسیار دقیق به شکل هرم و دیگر عجایب باستانی برجسته ی سراسر جهان کرده بود .
بله. شگفت انگیز است ولی روزگاری دور مردمان چنان دانشی بدست آورده بودند که انتظارش نمی رفته. منظور فقط ایجاد ساختمانهای عجیب نیست. بلکه امروزه بر ما آشکار شده است که آنان درک و شناخت دقیقی نسبت به ساختمان داخلی خورشید داشته اند. در قسمت های مخلف وبگاه اشاره کردم که تمدن های پیشین ارتباطات زیادی با فرا زمینیان داشته اند و این علوم را از آنان فرا گرفته اند. آنها میدانسته اند که خورشید لایه های مختلفی دارد که در سکانسهای مختلفی در حال چرخش هستند و دارای میدانهای مغناطیسی کاملا متفاوتی اند. همچنین میدانستند که این میدانهای مغناطیسی چگونه بر ایجاد لکه های خورشیدی تاثیر میگذارند و چگونه لکه های خورشیدی بر زندگی انسان بر روی زمین. همچنین می توانستند تعداد این لکه های خورشیدی را از تعداد آنها در یک روز تا یک میلیون روز را محاسبه کنند. و می دانستند که این لکه ها مدام تکرار می شوند.
ثابت شده که خورشید از چندین لایه ی مختلف تشکیل شده است که با سرعتهای مختلفی چرخش میکنند .لایه ی بیرونی هر ۳۷ روز یک بار بطور کامل میچرخد. و چون این لایه و هسته خورشید تفاوت سرعت دارند چیزی شبیه به یک ژنراتور برق را تشکیل میدهند. به تدریج خورشید شروع به معکوس کردن میدانهای مغناطیسی خود میکند. که این اتفاق هر ۱۸۰۰۰ سال یک بار صورت میگیرد. در چنین حالتی زمین هم شروع به معکوس کردن میدانهای مغناطیسی خود میکند تا با میدانهای خورشید مطابقت کند که این پدیده باعث دگرگونی شدید چهره سطح زمین خواهد شد از جمله جداشدن قاره ها از یک دیگر و حرکت یخچالهای قطبی. بادهای خورشیدی نیز ناشی از حرکات و چرخشهای متفاوت لایه های خورشید میباشد.
نمونه ای از بناهای ساخته شده توسط مایاها
تغییرات پیاپی میدانهای مغناطیسی باعث تکرار شدن مداوم لکه های خورشیدی میشوند. در هنگامی که زمین در رابطه مشخصی با خورشید و وضعیت مشخص لکه های خورشیدی قرار داشته باشد، زندگی امکان پذیر است. به این معنی که زمانی که زمین در جای مشخصی در فضا قرار گیرد و خورشید هم در وضعیت خاص حلقه های مغطیسی خود قرار داشته باشد، یک نظم مشخص از هر ارگانیزمی قابل انتظار است. صورتهای فلکی به راحتی وضعیت زمین را در رابطه با حلقه های خورشیدی نشان میدهند. این روش در گذشته ها استفاده میشده و روش دقیقی هم بوده و هست. درست مثل اندازه گیری جذر و مد توسط موقعیت ماه . این دانش می توانست از آن ما باشد اگر اسپانیایی های متجاوز آن اطلاعات را که فکر می کردند شیطانیست نابود نمی کردند. به نظر میرسد که در مقایسه مایاها از هر کشور اروپایی دیگری در قرن ۱۶ پیشرفته تر بوده اند. امروزه میدانیم که آنها با کمک دانش ریاضی پیشرفته خود، رابطه بین خورشید و زمین و وضعیت خورشید را تعیین کرده بودند. مایاها از اعشار و ممیز در محاسبات خود کمک می گرفته اند و همچنین زمان دقیق وقوع حوادث مفید در منظومه شمسی را تعیین کرده بودند. خیلی پیش تر از آنکه اروپاییان حتی زبان نوشتاری داشته باشند. آنها میدانستند تا زمان بعدی معکوس شدن میدان های مغناطیسی خورشید سیاره زحل چند بار در مدار خود گردش می کند، و تمام این اطلاعات را برای نسلهای آینده مشخص کرده اند.
بار بعد که خورشید دست خوش چنین تغییر شکلی شود. زمین را نیز در یک بلای فاجعه بار خواهد انداخت که این زمان توسط مایا ها سال ۲۰۱۲ تعیین شده است. این اطلاعات تماما بر روی کتیبه ها و در پوشش تابوت رهبر مایاها یعنی پاسال حک شده است . همان طور که انتظار میرفت، سازمان فضایی بین المللی آمریکا یا همان ناسا اعلام کرد که طوفان خورشیدی بزرگی در حولی 2012 و 2013 به وقوع خواهد پیوست.
بخاطر این دانش بر جسته ریاضی، آنها توانستند روز دقیق این واقعه را معین کنند. این اطلاعات از رمز گشایی و ترجمه ی خط مایاها بدست آمده است. همچنین میراث گرانبهایی از مایاها پس از رمز گشایی به ما رسید و آن هم شیوه منحصر به فرد محاسبات و دانش ریاضی آنها است. کل سیستم دانش ریاضی مایاها بر پایه رابطه زمین با خورشید بنا شده است . مایاها می دانستند که محور زمین توسط چندین حلقه خورشیدی که تا آن زمان رخ داده بود تغییر زاویه داده است و حتی اندازه دقیق این تغییر را نیز می دانستند . او این چنین اظهار کرده است که هر موج جدید از تکنولوژی، تکنولوژی قدیم تر را مانند ردپایی که در شن محو میشود، محو میکند.
برای مثال، چرتکه توسط محاسبات لگاریتمی یا همان جمع و تفریق کنار رفت. و همین جمع و تفریق نیز توسط ماشین حسابهای الکترونیکی کنار رفت . شاید نسلهای آینده ( بعد از فاجعه زمین ) تصور کنند که ما انسانهای امروز، مردمانی بی تمدن بوده ایم که برای مثال حتی تلفن هم نداشته ایم، که تصور اشتباهی است. البته حق هم دارن چون آنان که نمیدانند ما چه داشته ایم و چه کرده ایم. بنا بر این باید یک بار دیگر نگاهی به چگونگی زندگی مایاها و دیگر تمدنهای گذشته بیاندازیم. اگر آنها از چرخ استفاده نمیکردند به این معناست که آنها بسیار پیشرفته تر از انسانهای امروز بوده اند، نه کمتر. و اصلا نیازی به چرخ در کارها و تولیدات خود نداشته اند.
برای اینکه دریابیم مردمان آن زمان در چه حدی از دانش ستاره شناسی بوده اند به نوشته های موریس کترل رجوع میکنیم. کترل با همکاری گروهی از دانشمندان توانست که اشکال روی کتیبه ها و درپوش مقبره په لنگ را رمز گشایی کند. او اظهار داشت حلقه های خورشیدی هر ۱۱ سال به اوج خود میرسند و بلندترین مدت اوج اولین حلقه تا اوج دومین حلقه در سالهای ۱۸۰۵ - ۱۷۸۸ اتفاق افتاده و ثبت شده است و کوتاه ترین دوره مربوط به سالهای ۱۸۲۹ - ۱۸۳۷ می شود و از سال ۱۶۴۵ تا ۱۷۱۵ هیچ گونه لکه خورشیدی صورت نگرفته که ثبت گردد . امروزه در هر کتاب اختر شناسی میتوانید 11 روزه بودن دوره لکه های خورشید را ببینید که مایاها سال ها قبل میدانستند.
در اظهارات بعدی او گفت بارها این سوال که تفاضل اختلاف بین زاویه میدانهای مغناطیسی خورشید و زمین چقدر است مطرح شده است ولی بی جواب مانده است. چون ما خود بر روی زمین هستیم نمی توانیم تفاضل چرخش میدانها در رابطه با موقعیت مکانی زمین را تخمین زده و تعیین کنیم. ولی روشی برای بدست آوردن آن وجود دارد که کترل آن ر ا تفاوت چرخشی نامید. این موضوع را چنین بیان کرد: قطب مغناطیسی P هر ۳۷ روز یک بار به طور کامل بر روی خود میچرخد و میدان استوای E هر ۲۶ روز یک بار، با این محاسبه زمانی بدست می آید :
بعد از ۸۷۴۵۴۵۴۵ روز، وقتی E یک دور کامل خود را تمام میکند و P شروع به دور زدن میکند.
پس آنالیز لکه های خورشیدی به ما نشان میدهند که میدانهای مغناطیسی خورشید و تاثیرات آن در فضا هر ۳۷۵۰ سال یکبار معکوس می شوند پس در هر ۱۸۱۳۹ سال ۵ برگشت صورت خواهد گرفت و هر بازگشت نیز ۳۷۴ سال از شروع تا پایانش وقت خواهد برد. این محاسبات بطور کامل توسط مردمان باستان درک شده بود. آنها دریافته بودند که سیاره زحل چند بار در مدار خود میچرخد تا خورشید وارد آخرین بازگشت عظیم میدانهای مغناطیسی خود شود که بطور شگفتی بر سیاره ما تاثیر خواهد گذاشت. آنها نه تنها تاثیر حلقه های خورشیدی و مغناطیسی خورشید را بر روی زمین و ساکنان آن درک کرده بودند، بلکه از تغییر شکل و صاف کردن یا تخت کردن جمجمه نیز برای بالا بردن و ارتقای قابلیتهای مغز استفاده می کردند. ظاهرا آنها از وسایل مغناطیسی برای انجام این عمل استفاده میکردند تا از وسایل معمولی مانند سنگ یا چوب. و احتمالا تخت کردن پیشانی باعث تحریک در قسمت پینئال مرکزی و هیپوتالاموس میشده است که ما از آن کاملا آگاه نیستیم . همچنین هنوز هیچ نظری بر اینکه گه آنها چگونه سنگهایی بالغ بر ۳۰ تن را بدون استفاده از چهار پایان و یا چرخ جابجا کرده اند دردست نیست. در بعضی موارد ما با سنگهایی به مراتب سنگینتر و بزرگتر برخورده ایم که به بالای کوهستان برده شده اند، بدون هیچ جاده پهنی که بتواند این سنگهای عظیم را در خود جای دهد.
به نظر می رسد که زمانی این دانشها در سراسر جهان بوده است که قابلیت ها را در همه جا پخش کرده بود، چون این تکنیکها توسط مصریان باستان، آزتک ها، مایاها و دیگر تمدنهای مشابه مورد استفاده قرار می گرفته است. این دانشها سینه به سینه طی قرنها با احترام حفظ و نگه داری میشد تا اینکه اروپاییان عزیز پدیدار شدند و تصور کردند با مردمانی وحشی و بی تمدن طرف هستند. پس زحمت کشیدند و آنها را تماما کشتند و اطلاعات آنان را که بقول خودشان شیطانی بودند را تا آنجایی که در توان داشتند نابود ساختند. در صورتی که این خود آنها بودند که بالاترین حد وحشی گری را داشتند . این اطلاعات بدون هیچ اغراقی اینجا نوشته شده اند، در حقیقت رازها و معماهای بسیاری در این دنیا وجود دارد که میشد ازشان صحبت کرد. گرچه بعضی اعتقاد دارند که مردمان آن زمان از نوعی دستگاه الکترومگنتیک ضد جاذبه استفاده میکردند، اما مدارک موجود نشان می دهند که از روشهای طبیعی در تمام کارهای انجام شده استفاده شده است و به نظر میرسد فاکتور های طبیعی در کار بوده اند، خواه روحی و خواه فیزیکی یا مکانیکی. از جابجایی اجسام گرفته تا پیشبینی وقایع و حوادث فاصله دار از هم در نظام خورشیدی .
به غیر از اقوام اینکا و مایا و آزتک اقوام دیگری نیز در آمریکای جنوبی وجود داشتند که امروزه به صورت معمایی در نزد باستان شناسان و محققان قرار گرفته اند. مانند مویسکاها که اینکاها از بازماندگانشان میباشد و البته مایاها نیز قرابت بسیاری با اینکاها داشتند. همینطور اولمک ها و ماچیکاها نیز سهم بسیاری در آمریکای جنوبی دارند. بناهای عظیم تایاهواناکو در پرو و همچنین اشکال های هندسی دشت نازکا* مکانهایی هستند که به این اقوام نسبت داده میشود. تئوتی هواکان را نیز از زبان اولمک ها گرفته اند و این نامی میباشد که اولمک ها بر آن نهادند. اما تمام این اقوام در آیین مذهبی، در علم و هنر و از همه بالاتر در اسرارآمیز بودن با هم مشترک هستند. مکزیک، پرو، کلمبیا، آرژانتین، کاستاریکا و چند کشور دیگر محل هایی است که آثار این تمدن های بزرگ را هر چند بصورت ویرانه در دل خود دارند.تا به حال کتاب ها و فیلم های متعددی در مورد اقوام آمریکا ساخته شده است.

تصویری از فیلم مشهور آپوکالیپتو
مایاهای امروزی، هنوز هم در زادگاه باستانی خود، درون و گرداگرد شبه جزیره یوکاتان زندگی میکنند.
اربابان زمین
قسمتی از ترجمه کتیبه مایاها
و آن گاه خدایان از آسمان آمدند و از ما جایی برای نشستن می خواستند. به قومم وعده دادند که بناهایی بسازید تا بتوانیم بر روی آن فرود آییم و ما دوباره بر می گردیم، همان هنگام که بنا ساخته شد این قوم را با خود می بریم و برای رسیدن به اهدافشان، به آن قوم علم ریاضیات و نجوم بخشید. و در روز موعود آنها برگشتند و هزاران نفر از اقوامم را بردند و من می دانم .
بگذارید معنای قسمت های مهم این کتیبه را برایتان موشکافی کنم.
موجودات فضایی از آسمان با سفینه هاشان بر مردمان تمدن مایا فرود آمدند. ( برای آنان که از خدا چیزی نمیدانستند و تعداد زیادی افسانه در مورد خدایان آسمانی داشتند، موجودات فضایی با سفینه های نورانیشان مثل خدا بودند. پس دلیل نوشتن کلمه خدا بجای موجودات فضایی برای آنها طبیعی است )
موجودات فضایی از مردم خواستند که به آنها اجازه اقامت دهند و گفتند برای سهولت فرودهایمان، برایمان مکان های مناسبی بسازید چون میخواهیم دوباره برگردیم . و در برگشت تعدادی از شما را با خودمان به سرزمین های دور میبریم.
موجودات فضایی برای سهولت اهدافشان در روی زمین به دوستانشان بر روی زمین، علم های کاربردی ریاضیات و ستاره شناسی را آموختند. ( در صورتی که قرار میشد مایاها برای رسیدن به اهداف موجودات فضایی به آنها کمک کنند، ریاضیات و ستاره شناسی مهمترین علم های لازم برای این کار بودند که مایاها باید یاد میگرفتند )
بعد از مدتی موجودات فضایی طبق گفته شان بازگشتند و تعداد زیادی از مایاها را با خود بردند. این کتیبه نوشته یکی از کسانی است که با آنها نرفته بود و بعد از رفتنشان این اتفاقات را بر روی کتیبه ای نوشت.
هیچ راهی وجود ندارد که بگوییم مایاها این داستان را از خودشان درآورده اند و باید باور کنیم که این اتفاقات واقعا افتاده است.
شاید بگویید چرا مایاها باید با موجودات فضایی ارتباط داشته باشند؟ چرا تمدنهای دیگر و مردم ایران باستان نداشته باشند؟ در وبگاه میتوانید تاریخ رویت بشقاب پرنده را بیابید و ببینید که در طول تاریخ حتی پیامبران خدا نیز، نظیر حزقیال پیامبر، این موجودات را دیده بودند. حزقیال در یکی از سفر نامه هایش به موجوداتی اشاره میکند که درون چرخهایی از آسمان پایین می آمدند. همین طور تعداد زیادی شاهزاده و افراد مهم و مشهور دوران قدیم که تمامی این اتفاقات را میتوانید در وبگاه مطالعه کنید. در ایران نیز بارها موارد مشکوکی دیده شده که مشهورترین آنها حادثه سال 1355 است که خلبان پرویز جعفری تعقیب کننده بشقاب پرنده در این حادثه بود . گفتگوی آموزنده با او را میتوانید در وبگاه مطالعه کنید. بعدها پرویز جعفری به آمریکا دعوت شد و در سمیناری که انجمن تحقیقات موجودات فضایی آمریکا برنامه ریزی کرده بود، شرکت کرد که از چند شبکه آمریکایی نیز پخش شد. آمریکا سال هاست که در مورد این قضایا تحقیقات گسترده ای را آغاز کرده است. اشخاصی مانند جی آلن هایکینگ از طرف دولت آمریکا مامور بررسی هزاران حادثه و سخنان مدعیانی بود که ادعای دیدار با آنها را داشته اند. و اگر آمریکا نیز مانند مردم دیگر کشورها میخواست به مدارکی نظیر نقاشی های مایا بی تفاوت باشد، هیچگاه به این مرحله از علم نمیرسید. اگر دیگر پیوندهای مربوط به بشقاب پرنده را بخوانید متوجه میشوید که موسسه تحقیقات بشقاب پرنده آمریکا، حتی از کوچک ترین جزییات مربوط به فعالیت های موجودات فضایی و اجسام ناشناخته کوچکی که درون انسان ها کار میگذارند آگاه است. برای اطلاعات بیشتر در مورد مدارک و شواهد مستندی از رویت بشقاب پرنده، میتوانید از فروشگاه شرکت، در قسمت فیلم های مستند ماوراطبیعه، سیدی شواهدی از رویت موجودات فضایی را خریداری کنید که در صفحه نخست نیز به صورت نمونه آمده است.
باید قبول کنیم ما ایرانیان جایگاه بسیار کمی در این نوع اکتشافات داریم. فضای علمی در ایران بسیار محدود است. من مفتخرم که توانسته ام با در اختیار گذاشتن این همه عجایب برای شما، سطح علمی در ایران را کمی بهتر کنم. امیدوارم سردردهایی که به خاطر گذراندن ساعتها وقت پشت کامپیوتر و تدوین این مطالب به سراغم آمد ارزش این کار را داشته باشد.
بادا که موفق باشید. امین نیری ، نماینده شرکت ماوراطبیعه ایران
